1310ـ1346)، و پسرش كارل چهارم‌، يعني كارل اول بوهميايي (شاه 1346 ـ 1378) با ارزش‌ است‌.
تاريخ بنش شهرتي يافت و آلويس بُلِسلاس بالبين (1621 ـ 1688) يسوعي‌، مورخ بزرگ‌ چك در سده‌ٴ هفدهم آن را بسيار ستود.
گفته شده است كه بنش شرح حال خود نوشت امپراتور كارل چهارم را تكميل يا تحرير كرده‌ است‌؛ موضوع بيشتر به‌صورت معكوس است‌، يعني ملاحظه مي‌شود كه بنش مطالب گردآوري‌ شده توسط شاه را در تاريخ خودش گنجانده است‌. زندگي كارل كه با ضمير سوم شخص نوشته‌ شده‌، مربوط به سال‌هاي 1331 ـ 1340 (يعني پانزده تا بيست‌وچهار سالگي‌)، است و منحصر به دوره‌ٴ جواني او، پيش از اين‌كه بر تخت بنشيند. ذيل آن (از شخص ديگري‌؟) تا سال 1346 در دست است‌. اين يكي از اسناد بسيار عجيب است و از جالب‌ترين شرح حال‌هاي خود نوشت‌ سده‌هاي ميانه‌. با اين‌كه كارل در فرانسه درس خوانده بود ــ يكي از معلمانش پير روژه‌ٴ بنديكتي‌ (پاپ كلمنس ششم‌، 1342 ـ 1352) بود ــ در بيگانه‌پسندي پدرش سهيم نبود، بلكه نسبت به‌ بوهميا و موراويا علاقه‌ٴ عميق نشان داد و خيلي‌زود به پدر ميهن ملقب شد. همراه با كلمنس‌ ششم دانشگاه پراگ را در سال 1347 تأسيس كرد، كه نخستين دانشگاه در امپراتوري آسماني روم‌ بود و موجب شد تا كتاب‌هاي متعددي به زبان چك ترجمه شود، از جمله اقتباس از قصه‌هاي‌ زرين جاكومو دا واراگيو (سيزدهم ـ 2)؛ كتاب‌هايي در باب قانون و تشريفات نوشت‌. بنش‌، پولكاوا و مارينيولي را به كار گماشت و مورد حمايت قرار داد. منشور زرين او (نورنبرگ 1356) اساس امپراتوري آسماني روم را اصلاح كرد.

پولكاوا

وقايع‌نگار لاتيني‌نويس بوهميايي (وفات‌: سال 1380).
پريبيك فرزند دِلوهي‌، اهل رادِنين‌، ملقب به پولكاوا، مدير مدرسه‌ٴ جامع سن ژيل در پراگ‌؛ بعدها، به سلك راهبان درآمد و رئيس كليساي چودنيك شد. او به درخواست امپراتور كارل‌ چهارم تاريخ بوهميا را از زمان طوفان نوح تا سال 1330 به زبان لاتيني نوشت‌. در مورد دوره‌ٴ قديم‌، كتاب كوسماس (دوازدهم ـ 1)، را مأخذ قرار داده است و انتشار اسلاوها را در يونان و تركيه و استقرارشان را در اقامتگاه‌هاي فعلي بيان مي‌كند؛ مانند كوسماس‌، آمدن چك‌ها را به‌ رهبري چكوس به بوهميا شرح مي‌دهد و مي‌گويد اقامتگاه نخستين آنان در ريپ بود (گئورگسبرگ‌، تپه‌ٴ بلندي مشرف بر رود اِلب‌، در نزديكي رودنيكه‌). تاريخ پولكاوا از نظر تاريخ‌ بوهميا و هم‌چنين براندنبورگ مأخذ گران‌بهايي است‌. اين كتاب فوراً به زبان چك ترجمه شد.
دعا شده كه موٴلف واقعي آن تاريخ كارل چهارم بوده و پولكاوا فقط آن را به زبان چك